بیچاره دیوونه ها ی واقعی ، اون هم با تعریفی حدود دوران قبل از مدرنیسم
دارم به این باور می رسم که هرکس یه جور و یه نوع دیوونه است
اصلا باید دیوانه و دیوانگی رو از اول تعریف کنیم و مرز محدوده اش رو به اصطلاح ، به روز
کنیم
وقتی دور و برم رو نگاه می کنم می بینم که خیلی ها و از جمله خودم یه جور و یه نوعی
دیوونگی داریم ؛
حالا بعضی ازین دیوونه ها دوست داشتنی اند و بعضی دیگه دیوونه های خطرناک
فقط یه توصیه ای که خودم تجربه اش کردم اینه که اگر شانس آوردین و یه دیوونه ی دوست داشتنی به پست شما خورده ،
اصلا و اصلا و تحت هیچ شرایطی این فکر به مخیله تون خطور نکنه که همه همینطورن
بلکه برعکس ! تعداد دیوونه های دوست داشتنی خیلی خیلی کمتر از دیوونه های خطرناکه
چشماتون رو باز کنید ...
مطمئنم هر کدوم شما تجربه های شیرین و تلخ و ملس زیادی داشتین و دارین
بیایید در مورد عصاره این تجربه ها با هم حرف بزنیم
شاید تجربه هر کدوم ما بتونه به درد دیگری بخوره
+ نوشته شده توسط محمد ستوده در جمعه 18 اسفند1391 و ساعت
15:0 |